تبليغاتX
خنده بر هر درد بی درمان دواست ...

یا مقلب القلوب والابصار

 

یا مدبر الیل والنهار

 

یا محول الحول والاحوال

 

حول حالنا الی احسن الحال

 

بر شما دوستان و دوستداران نوروز ، آیین ناب میهنمان ،خجسته

 

و میمون باد .این چرخش بی نظیر طبیعت . این درس پرمخاطب

 

حیرت انگیز رب . این آشنا رسوم مبارک. بر تمامی تان و خانواده

 

تان و هم کنارانتان گرامی گرامی .

 

 

داستان کوتاه  

الان نزدیکای سال نوی هشتادو شیشیم .یادم میاد بیست ودو سه سال پیش چارم ابتدایی بودم .  مادر بزرگ قرآن رو آماده می کرد . همه چیز آماده بود . چیزی به تحویل سال نمونده بود . یهویی پای زری خورد به کاسه آب توی سفره که مامان توش یه سیب قرمز خوشگل و چهار پنش تا سکه اونداخته بود .همه تند تند همه چیزو جم کردیم و نفرین کنون به زری ور پریده تمیز می کردیم .با چن تا دسمال آب تو سفررو جم کردیم و مث اول قشنگش کردیم . من گفتم : بچه جون هواستو جم کن اینبار با کله نری . دو دییقه بیشتر نمونده ها . حواسمون نبود یدفه تلویزیون بلند بلند گفت: بونگ بونگ بونگ .آغاز سال یکهزارو سیصدو شصت ودو مبارک . من و مامان و زری و اول مادر بزرگ و بوسیدیم و همون موقه عیدیامونو استادیم .بعد مامان ماهارو بوسید و با یه بغضی گفت : بچه ها غصه نخورین .گفتن دیگه امسال جنگ تمون میشه و از سال دیگه باز بابا سر سفرس مثل همیشه . حالا بیست و چن سال گذشته . مادر بزرگ رحمت خدا رفته و......  . بابا هنوز نیومده .

 

                              عموضرغام باف

 

خدا وکیلی ایول بابا به این صدا سیما . خدا یا خدایا همیشه افرادی که می خواهند رئیس جمهور شوند را قبلش بفرست این صدا و سیما که لا اقل در برهه ای به درد ملت بخورند . هرچی باشه از شهرداری چی بودن بهتر و بدرد بخور تره . به امید خدا امسال عید فیلهای سینمایی قشنگی رو می بینیم . رقابتی شده بین شبکه ها .از دستشون ندین . چند تا یی سریال توپم دارن . اوناهم دیدن داره . یادتون نره . مرصی عمو ضرغام فروش .

­­­­­­­­­­­­­­­

 

 

ویژه های نوروزی :

 

پژوهشگران طبق آخرین بررسیهای به عمل آورده با انجام آزمایشات متعدد بر روی دو جانور معاصر به نامهای موش خونه بطول خانم اینا و همچنین هادی امجدی به نتایج جالب و قابل قبولی دست پیدا کرده اند .در سوم ژوئن 2004مشخص شد در همان شب اول عید سی کیلو گرم به وزن هر یک از اینها اضافه می شود واین بیانگر این نکته است که از این سی کیلو ،بیستو نه و ششصد گرم چربی است ، نیم مثقال گوشت و مابقی آن را آب تشکیل داده است . آخه قحطی برده ها نوروز 13روز است نه یک شب .

 

 

متخصصان جراحی اخم و حومه پس از پیگیریهای معاونت سلامت وترویج فساد انجمن نسیم اندیشه ،و با حسن نیتی که از سوی دبیر محترمه انجمن دیده اند ،متقاعد شدند تا دوست و همسنگر عزیزمان ؛حاج کاظم امجدی را به طور کامل جراحی پلاستیک کرده و اخم و تخم صورتش را رفع نمایند،هزینه این عمل صرف امور خیریه می شود .

 

 

در ایام نوروز نمایشگاهی از آثار عتیقه هزاره سوم در یکی از کناره ها برگزار می شود . از جمله آثارمشهور در این نمایشگاه که انجمن چمن خشکیده برقرار نموده می توان به برج ایفل ،مجسمه ای دیگر از بودا ،کتاب قدیمی دابلیان ،مجسمه و اصل محمد مجید زاده و....اشاره کرد . این مجسمه های خندان وسراسر شادی را هر روز از ساعتی تا ساعتی می توانید به نظاره بنشینید .

 

 

او امروز شرمنده است و چراغ . او امروز خنده دار است وچراغ .اوحتی امروز ارزانتر از لامپ های کم مصرف اما با نوردهی بالاتری در جامعه می چرخد . او اصلا برای تعطیلات نوروز به مرخصی نیامده .چراکه آن چراغ اصلا حسین آرشید نیست . چطوری گچل مچلو.(نخند هادی .الهی گچل شی)

 

 

 

روزهای عید خیلی قشنگه . همه استفادتون و بکنین .

 

انشا الله به حق پنج تن کلی عیدی بگیرم . شما هم .به

 

همه همتون خوش بگذره . عاشق همتون . محمد باقر .

 

+ نوشته شده توسط محمد باقر در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 1:17 |

سالتون مبارک

+ نوشته شده توسط محمد باقر در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 12:40 |
با هر چه عشق

                 نام تورا می توان نوشت

باهر چه رود

                راه تو را می توان سرود

بیم از حصار نیست

                که هر قفل کهنه را

                       با دستهای روشن تو می توان گشود

-----------------------------------------------------

بچه ها بزرگ می شوند

                   زندگی چه کوچک

----------------------------------------------------

آدمهای سوم

در صبح های زمستانی

                    زاده می شوند

در غروب های زمستانی

                   به خانه باز می گردند

در شبهای زمستانی

                  به بهار فکر می کنند

و در روزهای زمستانی

                 تقلا می کنند و

                              تمام می شوند

 

+ نوشته شده توسط محمد باقر در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 0:52 |

یه نظر سنجی توپ

 

بهترینو دلسوز ترین مسئول استانمون تو سال هشتادو پنج کدوم بود ؟

 

+ نوشته شده توسط محمد باقر در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 0:42 |

لحظه تحویل سال نو

 

دیگه چیز زیادی نمونده . به نوروز . به آخرای یه سال خوب . توش ازدواج کردم . با داستانی و خاطره ای . تکرار نشدنی . و بی باور . توش دوستای خوبی پیدا کردم . هادی . کاظم . رسول .توش تجربه های زیادی بدست اووردم . چه توی کارم . چه تو جامعه ای که باش سر و کار دارم . توش با مسئولین زیادی به خاطر درگیریهای انجمن سرو کله زدم . بعضی هاشون واقعا دلسوز بودن و ......  . اینهم تجربه ای بود . سال پرو پیمونی برام بود . هم خاطرات خوبی توش بود . هم یه خاطره کوچولوی بد هم برام موند که فراموشش کردم . الهی سال نو بهترین تقدیرها برا یه سالمون رقم بخوره . با دعاهای صافمون . لحظه تحویل سال هممون همدیگرو یادمون نره .

+ نوشته شده توسط محمد باقر در دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385 و ساعت 0:38 |

این خیار و موز و کیوی پدر سوخته!

خوب الحمدالله امسال عید مشکل میوه نداریم و اقشار کم وپر درآمد به راحتی و با حل کردن این مشکل بزرگ توسط دولت و وزارت بازرگانی نوروز خوبی دارند . امسال نوروز مردم فقط باید جلوی مهمانهای خود پرتقال بگزارند و گاها هم سیب زمینی .نزدیک به دو هفته ای می شود که چادر هایی تحت عنوان چادر فروش ویژه نوروزی میوه بر خیابانها دیده می شود . اما فقط پرتقال است وپرتقال و یه کم هم سیب زمینی . آخه فقط اینا جزو میوه ها هستن . مثلا خیار یک نوع سیمان است از جنس مرغوب . موز یک روزنامه است . کیوی از حیوانات جونده است . نارنگی همان تیر آهن چهارده است همانگونه که رییس جمهور گفته بود گوجه که جزو میوجات نیست اینها هم به دستور ریاست محترم جمهوری از لیست شورای مرکزی میوجات به سیستمهای دیگری راه یافتند . راستی بر طبق ماههای گذشته  یک بطری خانواده نفت جهت خوردن سر سفره به هر خانوار داده می شود .

+ نوشته شده توسط محمد باقر در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 و ساعت 0:26 |

همان گزی معروف

 

روزها بود بعد از راه اندازی وبلاگ . آدمکی می آمد و نظر می گذاشت و به جهت سیستم های امنیتی و ...خود را با نام استعار خودم معرفی میکرد . او که به خاطر مشکلات سیاسی و احیانا شرعی این وبلاگ . از ستاره شدنش می ترسید از کلمه خودم استفاده می کرد بالاخره با کمک ماموران پیدا شد و پس از کتک و کتک کاری لب یا همان دهان به اعتراف گشود و گفت من همان گزی معروفم که هستم . او اصلا خانم اسمی خانی نبود . همین .

+ نوشته شده توسط محمد باقر در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 و ساعت 23:57 |

رسید مژده که هنگام بهار آمد              به طرف باغ و چمن سنبل و هزار آمد

بگفت بلبل سر مست بانوایی خوش           به صد ترانه زیبا به شاخسار آمد

در آخرین جلسه شورای مرکزی قرار بر این شد که جهت یادگاری از طرف انجمن برای اعضا کارت پستال ارسال و سال نورا تبریکات بگوییم . و این کار را کردیم . دست عباس و ممد مجید درد نکنه .

+ نوشته شده توسط محمد باقر در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 و ساعت 23:50 |

آن سردار مهربان

 

صبح، نزدیکیهای ساعت هفت ، از خیابان زنبیل آباد سابق به سمت اداره می رفتم ، با مادر و خواهرم . ابتدای بیست متری امام حسین چراغ قرمز شد . من هم نه وقت پنجاه و دو ثانیه رو داشتم نه حوصلشو . گاز ماشین و گرفتم دیدم هیچکی نیست و رفتم . چشمتوت روز بد نبینه . یه الگانس سفید بکر . یعنی هنوز چراغ قرمز و آبی روی سقفش سوار نبود ،زد دنبالم و جمله معروف سعید بزری رو دو بار گفت (پراید نقره ای بزن کنار ) . زدیمم کنار ،یه آقایی با یه نوع لباس پیاده شد به من با ادب بسیار که برام جای تعجب داشت گفت : لطف بفرمایید چند لحظه پیاده شین . منم کفشامو هنوز پام نکرده بودم ،از عجله ،پابرهنه اطاعه کلام کردم و پیاده شدم . رفتم طف الگانسه . کارت ماشین و گواهیناممو دادم .اونم داد به راننده که یه ستوان دو بود . شیشه های عقب دودی دودی بود،یه هو کشید پایین . اول اولش درجش معلوم شد . سردار . خودمو کشتم اتیکتشو بخونم ، نشد . مودبانه بم گفت : پسرم نهایت یک دقیقه اسیر می شدی . چرا رفتی . منم که کاملا تحقیر شده بودم تو جو رفتار مودبانه اونا گم شده بودم که در جواب گفتم : دقیقا حق با شماست .من مقصرم . راننده هه جریممو نوشت و هفت هزار تومن مفت رفت هوا یعنی پول175تا نون سنگگ صبحی از گلومون اومد بیرون _ فکر اقتصادی رو داشتی _ برگه جریمه رو گرفتم . اونم کشید بالا . اون آقایی هم که اول پیاده شد و لباسش یه جوری بود از نوشته رو لباسش فهمیده تکاوره ،به دست داد ،گفت موفق باشید و خداحافظی کرد .

+ نوشته شده توسط محمد باقر در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 و ساعت 21:48 |

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط محمد باقر در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 1:13 |

ساعت ده شب بود . اتوبان تهران قم . به طرف قم می آمدم . جمعه شب . با خانواده ام . آرام . سرعتم از صد بالا نمی رفت . در لاین راست اتوبان . نیمه های راه دو موتور سوار با چراغ خطر های خاموش در حرکت بودند . با فاصله کمی از ما . برق زد . جرقه خورد . مثل شبهای چهارشنبه سوری . لاستیک یکی از آ نها بود . ترکید و موتور از پشت بر روی توقه خورد و شروع به جرقه زدن کرده بود . دو ترک بودند . یکی از آنها پرتاب شد . به کجا نمی دانم . یکی دیگر برابر با سرعت من پشتک و مللق می زد . هیچی از او نماند . حتی جنازه ای سالم . در اثر یک بی احتیاطی . رانندگی باموتور . در اتوبان . باچراغ خطر خاموش ودر شب . راستی هر دو نفرشان را نیم ساعت پیش نر در پمپ بنزین دیدم . می خندیدند . ای آدمک مرگ بدجنس .

+ نوشته شده توسط محمد باقر در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 0:39 |

روز نامه خوب و وزین شرق ، رفع اتهام و در ادامه رفع توقیف شد . این بهترین خبر عاشقان روزنامه می تواند در آخرین روزهای سال باشد . روز نامه ای که با خداحافظی آصفی ، مرد آرام امور خارجه ،آرام توقیف شد . امیدوارم زودتر شروع به کارش را ببینیم .

   

 

با اصرار دکتر احمدی نپاد خط هوائی ایران – ونزوئلاتاسیس شد .بر این اساس قرار است بنابر نظر رییس دولت نهم حداقل یک پرواز در هفته از تهران به مقصد کاراکاس انجام شود . در اولین پرواز انجام گرفته تنها نوزده صندلی از مجموع چهارصدو پنجاه صندلی هواپیما پر شده . لذا در هر پرواز حدود پنج میلیارد ریال ضرر به سازمان هواپیمایی کشور تحمیل می شود .

 

 

 کمیسیون فرهنگی مجلس برای دسته گل جدید وزارت فرهنگ و ارشاد پادرمیانی می کند . این کمیسیون به منظور تصمیم گیری بهتر درباره محل برگزاری نمایشگاه کتاب از تشکلهای نشر خواست نظرات کارشناسی خود را به این کمیسیون ارائه دهند .

 

رئیس کل سازمان نظام پزشکی گفت : در همه جای دنیا سلامت را به عنوان امری پایه ای و الویت دار در نظر می گیرند اما در کشور ما هنوز مساله سلامت مردم در الویت پانزهم و یا شانزدهم است . چشم دلمان روشن .

 

 

قاضی دادگاهی که صدام حسین دیکتاتور پیشین عراق را به اعدام محکوم کرد از انگلیس درخواست پناهندگی کرد . این قاضی بنا به دلایلی از جمله ترس از به خطر افتادن زندگی خود و خانواده اش از انگلیس در خواست پناهندگی کرده .

+ نوشته شده توسط محمد باقر در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385 و ساعت 0:36 |

رییس مرکز توسعه قهرمانی در نامه به دبیر کل فدراسیون انتقالی فوتبال از مشکلاتی که داوران و ناداوری ها در مسابقات لیگ برتر به وجود آورده ابراز نارضایتی کرد، کمیته ای برای بررسی مسایل داوری در همین ارتباط تشکیل شد.

 

 

رسانه های آلمانی از پیشنهاد اینتراخت فرانکغورت به مهدی مهدوی کیا خبر دادند . اوکه تا پایان 2007با هامبورگ قرارداد دارد ،مورد توجه باشگاه شالکه هم قرار گرفته .

 

 

تیم ملی کشتی فرنگی ایران به مقام قهرمانی مسابقات بین المللی کشتی جام یادگار امام در قم نائل آمد .

 

 

برای اولین بار مسابقات قویترین مردان جهان در روزهای 24و25اسفند ماه با حضور 18 ورزشکار در ایران برگزار می گردد .

 

 

امیر شاپور زاده بازیکن ایرانی الاصل تیم هانزاروشتوک آلمان امیدوار است بهتیم ملی ایران دعوت شود ،او که 24 ساله است در این فصل 4 گل برای تیم خود زده است .

 

+ نوشته شده توسط محمد باقر در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 0:22 |

هنر نمایی های بی پایان پرویز پرستویی ، آتیلا پسیانی ، فاطمه معتمد آریا ، استاد نصیریان ، و دیگر هنرمندانی که کمتر در تلویزیون فعالیتی دارند را این روزها شاهدیم . از شما دوستان برای حافظه وبلاگم نظرات شما را برای انتخاب بهترین ها ی تلویزیون در سال 85 را خواهانم .

بهترین کارگردان

بهترین سریال

بهترین بازیگر مرد

بهترین بازیگر زن

بهترین مکمل مرد

بهترین مکمل زن

+ نوشته شده توسط محمد باقر در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 0:20 |

موکت ها را فراموش کرده بودند . تمام روز موکت می شستم . و شب هم کمرم گرفت . تاید بهترین

 

دوستم بود . دوستان دیگری هم داشتم . برس . یک پارو . که از وسط شکسته بود و کار باآن مشکل

 

می شد . وچند باری هم یک گربه یا دو گربه شبیه به هم رد شدند . ولی کاش قالیشویی موکتها را

 

فراموش نکرده بود .

 

+ نوشته شده توسط محمد باقر در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 0:19 |

تا آخرین ساعات شب جمعه قرار بر این بود که اردو بروم . تا ساعت دو شب . اما فردا صبح نرفتم . همه فکر کردند خودم نخواستم ولی به خدا همه تلاشم را جهت رفتن به اردو تا آخرین ثانیه ها به کار بردم . ولی نشد . همه در اردو بودند و شاد . من در ترافیک پدر سوخته تهرا ن نارا حت از اینکه چراغ زرد بنزینم روشن شده . همه در تخمه و داد و قهقهه . من بالاخره وسط اون هاگیر واگیر بنزینم تمام شد . همه باچند تا جوان قوی . من با دو سه تا ضعیفه . این دوره زمونه خدا دعا هارو دیر مستجاب می کنه ولی نفرینارو ....  . بابا نامردا یه نفرین بهتر می کردین .

+ نوشته شده توسط محمد باقر در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 0:18 |

پدر پیر ومادری مهربان . ویک خواهرو یک برادر . تمام زندگیش بود .

 

تمام زندگی کریم کوشکی.نوزده ساله . اهل رباط کریم . کارگر مغازه

 

آیینه شمعدون فروشی . مادرش بیماری قلبی داشت . اما به دلیل

 

وضعیت پایین مالی از پیگیری قضیه دوری می کرد . حتی گاها اگر

 

دردی داشت . خواهر کلاس دوم دبیرستان بود و برادرکوچکش هم

 

فقط شش سال بیشتر سن نداشت .

 

بعد از مدتها اسیری توانسته بود دفترچه اعزام به خدمتش را بگیرد .

 

اسفند ماه بود .نزدیکیهای سال نو . تاریخ اعزامش را نوزدهم خرداد

 

سال بعد،ساعت هشت صبح زده بودند .

 

در ایام نوروز مادرش درد قلب شدیدی می گیرد .با مشکلات روزهای

 

تعطیلات نوروز مادر را به هر صورت به بیمارستان رساندند.دکتر بعد از

 

معاینه گفت فقط یک راه داریم : دو رگ این مادر کاملا بسته شده

 

.فقط یک راه مانده . عمل باز قلب . با رضایت همسر. بسیار هم

 

خطرناک........

 

هفته آینده،بعد از چکاپ مشخص شد این تشخیص کاملا درست

 

بوده و تاریخ عمل هم مشخص شد .

 

یکشنبه ، نوزدهم خرداد . ساعت نه صبح .

 

کریم ماند و ......................................................................   

+ نوشته شده توسط محمد باقر در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 23:31 |

 

 

پانزدهم اسفند ماه مجلس در سه شیفت کار بررسی بودجه را شروع کرد . البته نمایندگان مجلس . راستی یکی از نمایندگان قم در دانشگاه آزاد قم در همان روز چه می کرد .

 

 

 

معاونت بهداشت وزارت بهداشت گفت : فقط از فروشگاههای تعیین شده ماهی قرمز بخرید ، به جهت عدم ایجاد بیماریهای احتمالی .

(فروشگاههای تعیین شده در اوایل فروردین معرفی می شوند !!!!)

 

 

 

شرکت مخابرات تصمیم دارد با ایجاد یک خط روی تمام گوشی های تلفن همراه ،مشکلات ناشی از عدم خط دهی در کشور را حل کند .

 

 

 

دولت به دلیل گرانی مرغ در ایام نزدیک به نوروز طرح جایگزینی خروس به جای مرغ را به مجلس پیشنهاد داد .

 

 

 

اداره کل پست استان قم در راستای تکریم ارباب رجوع و مشتری مداری یک دستگاه کامپیوتر مجهز و بصورت ایستاده در لابی اداره باجه های اداره مرکزی خود  جهت استفاده مشتریان از اینترنت و امور دیگر کامپیوتری  قرار داده است .

+ نوشته شده توسط محمد باقر در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت 23:17 |

منتظر بهترین پیشنهادات شما برای بهتر شدن فعالیتهای انجمن و کمیته

 

فرهنگی هستیم . ترجیحا نظر دهنده ها مذکر باشند .

+ نوشته شده توسط محمد باقر در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 0:30 |

بیچاره ساعت ، ما که مهم نیستیم ، لااقل یکی به فکر  بلا تکلیفی این ماشین مکانیکی کوچک - ساعت- باشه . خب . بالاخره یه ساعت جابجا بشه یا نه ؟

 

 

 

شهردار، قم بود . شهردار تهران البته . وباز هم آقای قالیباف البته . آخرین بار در مسجد رضائیه - میدان سعیدی - اورا دیدم . آن روزها .... اسکورت نداشت .

 

 

 

شیراز دو سالی می شود که زیاد از نوروز ممنون است . بیشترین مسافر در کشور .سال پیش پانزده کیلومتری مانده به شیراز . ترافیک . شیراز کمتر بروید . امسال شاید . بیست وپنج کیلومتری .

 

 

 

منشور حقوق بشر . کوروش . آب گیری . سد . نمی دانیم .به خدا نمی دانیم ، بخندیم یا گریه کنیم . فقط آرام . آبرو داریم . جهان به ما نخندد. 

+ نوشته شده توسط محمد باقر در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 و ساعت 0:23 |

به نازنین نامش / بی مقدمه / رک / رک / سلام / خودمونو نگه داشتیم / سنگین کردیم / موندیم / مردابیم / بی خبر از این همه بد / بدتر اینک / زنده ایم /

کودک تر که بودیم / صاف و آیینه / مثل ساده / نمی دانستیم دنیا چیست .../ که حتی تجملاتش را / نمی دانستیم که ایم / برای چه ایم / واین ندانستن حقمان بود /

کودک بزرگی که شدیم / مدرسه رفتیم / فهمیدیم کیف قشنگ تر کدام است / و آن را خواستیم / و جامدادی زیباتر / و خط کش هفت رنگ /

سوادمان که بیشتر شد / آنوقتها نوجوان بودیم / به شلوار قشنگتر هم فکر می کردیم / به پیراهن قشنگتر هم / اما هنوز کیف برایمان مهمتر بود /

جوان شدیم / آخرای سواد مدرسه ای / اولای سواد دانشجویی/ و مارک / وموبایل / وخط ریش / وسی دی های mp3/ وماشین / وجین / وتیمبر لند / و روبرتو کاوالی اصل ایتالیا/ و فشن / و میلان / وتویوتا / و/و/و/و/و/

و ندانسته افتاده ایم / در موجی از تجملات / که هر کدام یک وزنه است / بر پاهایمان /گوی های آهنی / که خود کرده ایم / کودک ها سبک ترند / و آرام تر / ولی ما آرامیم ؟/ سنگین شده ایم / بال پریدن / که نیست / که باشد هم .../ با خود چه کرده ایم / خبری نیست / دنیاست / همین / تلی از .../ پیرامون فرو رفته خود را خوب - تر – نگاه کنیم / خبری نیست / هیچ خبری نیست / بیشتر بیندیشیم /

+ نوشته شده توسط محمد باقر در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 و ساعت 23:44 |

یه اتفاق خوب

همه اونایی که .... سلام. ما داریم می آییم . شروع کنیم .بسازیم . من. عباس . هادی . همتون منتظر باشین . شاید طولانی بشه . ولی مطمئنیم بپسندین . عالی بشه . دعامون کنین. ماداریم......

 

 

 

 

 

بی مزگی های نوین

 

از اونجایی که نویسنده اثرات فوق و غیر فوق و اگر هم شد کناره ها (ابتاذهعغابهیذدئسبیذافهانبیمسردفثعالدنبسدرحختاغسنذدستراسه8اسذدسیعاهملیدئذخبتنفغت6غ98649تفثنلدقفغ09تهلص6عتنلئبیمه)این ها الکی بود .میگفتم،از اونجایی که این نویسنده به زبان ...قمی مسلط است خواهشمندیم زین پس از کلمات بی معنا و بی مفهومی مانند(  آپ )خواهشا استفاده نکنین با تشکر امضا هم محفوظ نیست هرکی هرکیه.

+ نوشته شده توسط محمد باقر در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 22:52 |


Powered By
BLOGFA.COM